تبليغاتX
غم تنهايي - رد پا
غم تنهايي

گرچه من قاريم،اختيارم هست دست دوست،اينكه گويم كه بينم كه شنوم همه دست اوست

از كتابخانه ي ذهنم دفتر خاطراتم را بر مي دارم

شروع به ورق زدن مي كنم

و روزهاي زندگيم را مرور مي كنم

به صفحه هايي مي رسم كه سوخته است

به دقت مي خوانم،بله خاطرات توست

روزهاي سوخته من

مي خواهم آن صفحه ها را از دفتر خاطراتم پاره كنم

اما چه فايده كه ته برگ هاي آن بر روي دفتر خاطراتم مي ماند

آرام دفتر خاطرات را مي بندم

نگاهم به جلد آن مي افتد

ردپايي بر روي آن به جا افتاده

ردپاي توست كه روزهاي زندگي من را به زير پا گذاشتي

و از روي آن ها گذشتي

رد پاي تو به روي خاطرات من مانده است و با نگاهم آن را دنبال ميكنم

افسوس مي خورم،اما نمي دانم ...

نمي دانم افسوس از رفتن توست يا عمر برباد رفته ي خودم

به انتظار باران مي نشينم، كه رد پا را باران مي شويد

و يا راهي ديگر،

ردپاي بازگشت تو پاك خواهد كرد ردپاي رفتنت را...


+ به يادگار مانددر جمعه دوازدهم مرداد 1386به لحظه ي 19:42  توسط غم تنهايي | 
 
خانه
سوز دل
خاطرات
درباره وبلاگ

در صورت باز نشدن وبلاگ چند بار رفرش كنيد يا كليد F5 را بزنيد


نوشته های پیشین
مرداد 1388
اسفند 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
پیوندها
lesfleurs
گلاب
مهرگان
آمده ، یار آمده در بگشایید
عشق بي انتهاست
عشق خاكستري
سفر عشق
نامه اي به قلبم
احساس زيبا (پگاه)
بوسه هاي عاشقانه ام بر باد
كيان مهر
بارون بهاري
?...؟
حرف هاي يك دل
زندگي ساده
بابا حبيب
دنيا
عاشقانه
فرياد زير آب
عشق بي منتها (كوچولوهاي تنها)
خداي مريم
خداوند مظهر عشقه
پروانه
كتاب عشق
تو هم پر
جوجه اردك زشت
سارا (دختر مهربون)
دختر تنها
.•* *•. .•تنـهـایــی.•* *•. .•
آريايم باش،شقايقت خواهم ماند
جاده سرگردان
آه شب
رد پاي عشق
قاصدك عشق
مرگ گلبرگ هاي مريم
كلبه تنهايي من
باران
صفر عاشقي
بوسه هاي عاشقانه ام بر باد
فراتر از عشق
بوي گندم
رازان پرستوي مهاجر
مريم عزيز
مسافر روشنايي
بوف تنهايي
جهش
دختر خاكستري
حكايت يك دختر
قروقاطی
 

 RSS