![]() |
![]() |
|
|
غم تنهايي
گرچه من قاريم،اختيارم هست دست دوست،اينكه گويم كه بينم كه شنوم همه دست اوست |
|
گفتي مثل يه كوه پشت سرتم،بهم تكيه كن تكيه كردم،اما افتادم،آخه فقط غبار بودي
گفتي زمين زير پاتم،محكم قدم بردار محكم برداشتم،اما خوردم زمين،آخه تو يخ بودي
گفتي چترتم،برو زير بارون رفتم،اما خيس شدم،آخه تو بسته بودي
گفتي خودكارتم،بنويس هرچه دل تنگت مي خواهد نوشتم،اما ننوشت،آخه تو تموم شده بودي
گفتي سنگ صبورتم،باهام حرف بزن حرف زدم،اما خورد شدم،آخه تو كلوخ بودي
گفتي جا سويچيتم،كليدت رو بده به من دادم،اما خسته شدم،آخه تو دلم رو واسه همه باز كردي
گفتي قاب عكستم،عكست رو بده من دادم،اما شکستم،آخه وقتي قاب افتاد شكست زير عكسم،عكس يكي ديگه بود
گفتي رفيقتم،بزن قدش زدم،اما تو محو شدي،آخه تو حباب بودي
حالا من ميگم:هي رفيق پاشو از خواب،سرتو از رو شونم بردار... چيه ؟فكر كردي خواستم با بهم زدن خوابت تلافي كنم ؟ نه ! خواستم بگم رسيديم ته خط، كل مسير خواب بودي مسير رفاقت...
|
|
خانه سوز دل خاطرات |
|
درباره وبلاگ در صورت باز نشدن وبلاگ چند بار رفرش كنيد يا كليد F5 را بزنيد |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 اسفند 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |