![]() |
![]() |
|
|
غم تنهايي
گرچه من قاريم،اختيارم هست دست دوست،اينكه گويم كه بينم كه شنوم همه دست اوست |
|
زير آسمان دلتنگي خانه اي دارم كه خورشيدش هميشه در حال غروب است خانه ي من تك اتاق است وتمام لحظاتم را در آن اتاق مي گذرانم پنجره اش به روي انتظار باز مي شود و پرده هايش از جنس فاصله هاست ديوار هايش به رنگ سياه است و نواي سكوت فضاي خانه ام را پر كرده تنها همخانه و همسايه ام غم است زنگ در خانه ام صداي افتادن اشك از چشم منتظر است، هر چند كه در خانه ام هميشه قفل است وكليد خانه هم در دست اوست مي گذرانم روزها را با نگاه از پشت پنجره و به تماشاي انتظارمي نشينم تا او مرا از اين قفس آزاد كند كه كليد خانه ام در دستان اوست و او فقط مي تواند باز كند اين در بسته را اميدوارم كه همانند رهگذري از كنار خانه ام رد نشود نام خانه ي من تنهاييست
|
|
خانه سوز دل خاطرات |
|
درباره وبلاگ در صورت باز نشدن وبلاگ چند بار رفرش كنيد يا كليد F5 را بزنيد |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 اسفند 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |