تبليغاتX
غم تنهايي - سراب
غم تنهايي

گرچه من قاريم،اختيارم هست دست دوست،اينكه گويم كه بينم كه شنوم همه دست اوست

اشتباه

هيچ گاه نيامده بود كه حالا بخواهد برود

و من را در حسرت از دست دادنش بگذارد

آن خيالي بوده كه من مي پنداشتم او را در كنار خود دارم

حال ميابم كه توهم و سرابي بيش نبوده

و من خود را داشتم بيهوده در سراب غرق مي كردم

اما لحظه ي تلخ خستگي من كه ايستادم از خستگي

خواستم كه گوش كنم صداي امواج دريايي را كه به دنبالش در حركتم

تا با شنيدن آن جاني دوباره بگيرم براي ادامه ي راه

اما هر چه دقت كردم صداي موجي در كار نبود

آن لحظه بود كه فهميدم درياي من سراب بوده است

 و من هم به دنبال سراب بودم

نگاهم به پشت سر مي افتد،

 زندگي سوخته ي خود را ميبينم از پي سراب رفتن

كه آتش گرفته عمر من و خاطرات تو كه هيزم اين آتش است

و تمامشان از نگاهم رد ميشوند و مي بينم كه چگونه سراب ساختم

آري،گرماي سوزان عشق پوشالي تو

 زندگي بهاري و سبز من را كوير وبيابان كرد

و درياي مواج و خروشان من را به سرابي پوچ تبديل كرد

و چه ساده سوخت عمر من

تو سراب بودي، سراب

 

+ به يادگار مانددر دوشنبه یازدهم تیر 1386به لحظه ي 16:12  توسط غم تنهايي | 
 
خانه
سوز دل
خاطرات
درباره وبلاگ

در صورت باز نشدن وبلاگ چند بار رفرش كنيد يا كليد F5 را بزنيد


نوشته های پیشین
مرداد 1388
اسفند 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
پیوندها
lesfleurs
گلاب
مهرگان
آمده ، یار آمده در بگشایید
عشق بي انتهاست
عشق خاكستري
سفر عشق
نامه اي به قلبم
احساس زيبا (پگاه)
بوسه هاي عاشقانه ام بر باد
كيان مهر
بارون بهاري
?...؟
حرف هاي يك دل
زندگي ساده
بابا حبيب
دنيا
عاشقانه
فرياد زير آب
عشق بي منتها (كوچولوهاي تنها)
خداي مريم
خداوند مظهر عشقه
پروانه
كتاب عشق
تو هم پر
جوجه اردك زشت
سارا (دختر مهربون)
دختر تنها
.•* *•. .•تنـهـایــی.•* *•. .•
آريايم باش،شقايقت خواهم ماند
جاده سرگردان
آه شب
رد پاي عشق
قاصدك عشق
مرگ گلبرگ هاي مريم
كلبه تنهايي من
باران
صفر عاشقي
بوسه هاي عاشقانه ام بر باد
فراتر از عشق
بوي گندم
رازان پرستوي مهاجر
مريم عزيز
مسافر روشنايي
بوف تنهايي
جهش
دختر خاكستري
حكايت يك دختر
قروقاطی
 

 RSS